![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ درمورد آقا وسرورمان امام زمان می باشد |
|
ناگاه سيّد بزرگواري را ديدم كه به سيماي علما بود. او به تمام ما فيالضمير من خبر داد و گفت: بلادي كه در جزيرة خضرا، است صحيح ميباشد. سپس فرمود آيا ميخواهي به چشم خود ببيني تا عبرتي براي تو و ساير اوليالابصار باشد؟ پس چشمت را باز كن. نگاه كردم و از آيات الهيّه، شهر و بلدي را ديدم كه خانههاي آن از هم دور و طرف راست و چپ آن از درختها و گلها سبز و خرّم بود.
![]() بقيه در ادامه مطلب
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 18:34 توسط غلامرضا گودینی |
|
شرط درک محضر امام زمان (عج)
حجة السلام قدس می گوید: « روزی آقا فرمودند: در تهران استاد روحانیی بود که لُمعَتین را تدریس می کرد، مطلع شد که گاهی از یکی از طلاب و شاگردانش که از لحاظ درس خیلی عالی نبود، کارهایی نسبتاً خارق العاده دیده و شنیده می شود. روزی چاقوی استاد ( در زمان گذشته وسیله نوشتن قلم نی بود، و نویسندگان چاقوی کوچک ظریفی برای درست کردن قلم به همراه داشتند ) که خیلی به آن علاقه داشت، گم می شود و وی هر چه می گردد آن را پیدا نمی کند و به تصور آنکه بچه هایش برداشته و از بین برده اند نسبت به بچه ها و خانواده عصبانی می شود، مدتی بدین منوال می گذرد و چاقو پیدا نمی شود. و عصبانیت آقا نیز تمام نمی شود. روزی آن شاگرد بعد از درس ابتداءً به استاد می گوید: « آقا، چاقویتان را در جیب جلیقه کهنه خود گذاشته اید و فراموش کرده اید، بچه ها چه گناهی دارند. » آقا یادش می آید و تعجب می کند که آن طلبه چگونه از آن اطلاع داشته است. از اینجا دیگر یقین می کند که او با (اولیای خدا) سر و کار دارد، روزی به او می گوید: بعد از درس با شما کاری دارم. چون خلوت می شود می گوید: آقای عزیز، مسلم است که شما با جایی ارتباط دارید، به من بگویید خدمت آقا امام زمان(عج) مشرف می شوید؟ استاد اصرار می کند و شاگرد ناچار می شود جریان تشرف خود خدمت آقا را به او بگوید. استاد می گوید: عزیزم، این بار وقتی مشرف شدید، سلام بنده را برسانید و بگویید: اگر صلاح می دانند چند دقیقه ای اجازه تشرف به حقیر بدهند. مدتی می گذرد و آقای طلبه چیزی نمی گوید و آقای استاد هم از ترس اینکه نکند جواب، منفی باشد جرأت نمی کند از او سؤال کند ولی به جهت طولانی شدن مدت، صبر آقا تمام میشود و روزی به وی می گوید: آقای عزیز، از عرض پیام من خبری نشد؟ می بیند که وی ( به اصطلاح ) این پا و آن پا می کند. آقا می گوید: عزیزم، خجالت نکش آنچه فرموده اند به حقیر بگویید چون شما قاصد پیام بودی ( و ما علی الرسول إلا البلاغ المبین ) آن طلبه با نهایت ناراحتی می گوید آقا فرمود: لازم نیست ما چند دقیقه به شما وقت ملاقات بدهیم، شما تهذیب نفس کنید من خودم نزد شما می آیم. »
رحلت آیت الله عظمی بهجت را
به امام زمان و تمام شیعیان تسلیت
میگویم. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 18:38 توسط غلامرضا گودینی |
|
|
کوتاه ترین بهار عصمت ![]() مدینه در انتظار وقوع فاجعه ای سترگ بود و پیامبر در انتظار تحقق وعده ای الهی. او اینک در آستانه مرگ ایستاده است، کسان و بستگانس همه گرداگرد او، ملتهب و در تاب و تب. دخت یگانه اش اما از همه بی تابتر. افول ستاره های اشک بر آسمان گونه زهرا(س) تنها صحنه دلخراشی بود که بیش از هر چیزجان پیامبر(ص) را می آزرد. براستی چه سخت وغم انگیزاست که کسی پاره ای از وجودش را، میوه دلش را، غرق در طوفان اشک و اه ببیند و طاقت بیاورد. او اگر لب فرو می بست و به اشاره و ایمایی فلب دختر را آرام نمی ساخت بیم آن بود که مرغ روح از سینه زهرا به آسمان پر کشد. پس باید چیزی بگوید تا خود و دختر را از این رنج جانگزا برهاند. سخن که به اینجا رسید پیامبر پرده از رازی گشود که چون مرهمی تسلی بخش، دریای متلاطم جان فاطمه را به ساحل آرامش برد. به سختی سر مبارکش را به سوی فاطمه چرخاند و با اشاره چشم او را نزد خود فرا خواند. با آستین محبت سیلاب اشک را از گوشه چشمان فاطمه سترد. آنگاه فرمود: - نور چشم پدر! پاره جگرم! این همه بی قراری برای چیست؟ این گریه ها عاقبت تو را خواهد کشت. بیش از این بر جگر سوخته پدر آتش نزن! آیا برای چیزی گریه می کنی که از آن گریزی نیست؟ فاطمه اما در میان گریه و بغض پاسخ داد: -پدر!چگونه چیزی را از من می خواهی که از داشتن آن ناتوانم؟! من چگونه می توانم باری را بر دوش کشم که کوهها از برداشتن آن ناتوانند؟! نه پدر! این را از من مخواه! سخن که به اینجا رسید پیامبر پرده از رازی گشود که چون مرهمی تسلی بخش، دریای متلاطم جان فاطمه را به ساحل آرامش برد. پس از آن، نگاه حاضران بود که با تعجب به هم گره می خورد. خدایا! پیامبر مگر چه گفت که این چنین فاطمه را آرام کرد. او مهر از سر کدام راز برگرفت که چون آبی خنک بر کویر سوزان دل فاطمه بارید؟ آری! آنچه آن روز از گلوی پیامبر بر گوش فاطمه تراوید وعده دیداری دوباره بود. گفته بود تو زودتر از دیگران به آغوش پدر باز خواهی گشت... ... روزها از پی هم می گذشتند و فاطمه همچنان وعده پدر را انتظار می کشید. اما بالاخره آن روز هولناک رفته رفته از راه رسید... او اگر لب فرو می بست و به اشاره و ایمایی فلب دختر را آرام نمی ساخت بیم آن بود که مرغ روح از سینه زهرا به آسمان پر کشد. ...امروزهفتاد و پنج روز است که از آن ماجرای وفات پدر می گذرد. بانو از صبح فرموده بود تا ندیمه اش، اسماء بنت عمیس، بسترش را بر وسط اتاق بگستراند. فرزندانش را یکایک بوسید و برای آخرین بار موهایشان را خود آراست. افسوس که چه زود گمان بچه ها که می پنداشتند مادر بهبود یافته است فرو ریخت. از همه دلخراشتر لحظه وداع فاطمه با علی بود. خدایا، علی با فقدان فاطمه چگونه سر کند؟ این همه بارمصیبت و رنج را کجا برد؟ سنگینی بار این فراق شانه های کوه علی را فرو خواهد شکست. اما مگر کسی را یارای آن است که در برابر مشیت الهی بایستد! او قضای خویش را پیش خواهد برد. دم دمای غروب بود که فرشته مرگ، درب خانه علی را کوبید. و ازاین پس علی بود و تنهایی! شب بود و یک سینه فریاد مولا بر حلقوم چاه!
نوشته ی: شکوری _ کارشناس گروه دین و اندیشه |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:25 توسط غلامرضا گودینی |
|
|
خوف و خشیت ![]() اى عزیز! از خداوند عزّ و جلّ بترس و عظمت و جلال الهى را در نظر دار و پیوسته در احوال روز حساب بينديش ، و انواع عذاب الهی را بياد آور . مرگ و صُعُوبت (سختی) عالم برزخ و مؤاخذه روز قیامت را تصوّر نما، و آیات و اخبار در باب جنّت و نار(بهشت و جهنم)، و احوال خائفین(خداترسان) از اَخْیار (خوبان) را مشاهده كن و بدان كه هر قدر معرفت بنده به عظمت و جلال پروردگار بیشتر و به عیوب خود بیناتر باشد، ترس او از خدا زیادتر مى شود. و از این جهت است كه حق تعالى خوف و خشیت [خود] را نسبت به علماء داده چنانچه فرموده: اِنَّما یَخْشَى اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ يعنی اين است و جز اين نيست که از ميان بندگان، دانشمندان از خدا باک دارند.(1) و رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: ترس من از خدا بیشتر است از همه(2) چرا که او سرآمد همه دانشمندان است. پس ای بنده خدا از خدا بترس و خشيت را زيور جان قرار ده که اين زيبایی ، مقامت را درخشان سازد ، چنانکه نزد مردمان صلابتی همراه تو گردد که محبوب دلها گردی و معشوق معبود چه آنکه فرمود «من عشقنی عشقته» چون شيفته من شد به او عشق می ورزم خدمت آن حضرت عرضه داشتند كه چه زود پیر شدید. فرمودند: مرا پیر كرد سوره «هود» و «واقعه» و «مرسلات» و «عمّ یتسائلون»(3) كه در آنها احوال قیامت و عذاب بر امّت هاى گذشته ذكر شده است. و اگر ندیده اى، شنیده اى حكایت خوف انبیاء و مُقَرَّبین و ناله های و غَش هاى حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) و تضرّع و مناجات حضرت سیّد السّاجدین(علیه السلام) را. پس ای بنده خدا از خدا بترس و خشيت را زيور جان قرار ده که اين زيبایی ، مقامت را درخشان سازد ، چنانکه نزد مردمان صلابتی همراه تو گردد که محبوب دلها گردی و معشوق معبود چه آنکه فرمود «من عشقنی عشقته» چون شيفته من شد به او عشق می ورزم. و چون خوف و خشيت را زيور خويش ساختی، در زمره سايندگان جبين به در گاه چاره ساز درآیی و آن هنگام بر چهره ات تلالوئی آيد که قرآن نيز بدان اشارت فرموده « مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا (4) يعنی محمّد [صلی الله عليه وآله] فرستاده خداست؛ و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند؛ پيوسته آنها را در حال ركوع و سجود مىبينى در حالى كه همواره فضل خدا و رضاى او را مىطلبند؛ نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است؛ اين توصيف آنان در تورات و توصيف آنان در انجيل است، همانند زراعتى كه جوانههاى خود را خارج ساخته، سپس به تقويت آن پرداخته تا محكم شده و بر پاى خود ايستاده است و بقدرى نموّ و رشد كرده كه زارعان را به شگفتى وامىدارد؛ اين براى آن است كه كافران را به خشم آورد [ولى] كسانى از آنها را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دادهاند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظيمى داده است. مومنان؛ خداترسانی هستند که فقط برای رضای او گام بر می دارندو برای خشنودی او سر بر زمين می سايند و در آستان ربوبی او به تضرع بر می خيزند چنانکه آيه های کريمه به خوف و خشيت آنان اشارت دارد مومنان؛ خداترسانی هستند که فقط برای رضای او گام بر می دارندو برای خشنودی او سر بر زمين می سايند و در آستان ربوبی او به تضرع بر می خيزند چنانکه آيه های کريمه به خوف و خشيت آنان اشارت دارد. ![]() سوره انعام آيه 51 «وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ» يعنی و به وسيله آن [قرآن]، كسانى را كه از روز حشر و رستاخيز مىترسند، بيم ده! [روزى كه در آن،] ياور و سرپرست و شفاعتكنندهاى جز او [= خدا] ندارند؛ شايد پرهيزگارى پيشه كنند! مومنان که اهل خشيتند از نزديکان خويش دلجویی می کنند چرا که دلجویی از صاحبان حق راه نزديکی به خدا را هموار سازد به اين ايه توجه نماييد. سوره رعد آيه 21 «وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الحِسَابِ » يعنی و آنها كه پيوندهايى را كه خدا دستور به برقرارى آن داده، برقرار ميدارند؛ و از پروردگارشان مىترسند؛ و از بدى حساب [روز قيامت] بيم دارند... و اهل خشيتند که به اجرای فرامين الهی کمر همت می بندند . سوره نحل آيه 50 «يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ » يعنی آنها [تنها] از [مخالفت] پروردگارشان، كه حاكم بر آنهاست، مىترسند؛ و آنچه را مأموريت دارند انجام مىدهند. جانا پس با خوف و خشيت از او وسيله ای بخواه تا به جانان رسی «أُولَـئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا» يعنی : كسانى را كه آنان مىخوانند، خودشان وسيلهاى [براى تقرب] به پروردگارشان مىجويند، وسيلهاى هر چه نزديكتر؛ و به رحمت او اميدوارند؛ و از عذاب او مىترسند؛ چرا كه عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهيز و وحشت است! (سوره اسراء آيه 57)
برگرفته از سایت تبیان |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 12:58 توسط غلامرضا گودینی |
|
مقدمهايمان به قيامت از مهمترين باورهاى دينى است كه همه پيامبران بر آن تأكيد داشتهاند و مسئله معاد، بعد از ايمان به خداوند ركن اساسى مكتب انبيا مىباشد. اثبات قيامت؛ ايمان به قيامت؛ اهوال روز محشر؛ ميزان و سنجش اعمال؛ وضعيت نيكان و بدان در قيامت؛ پاداشها و كيفرهاى آخرت؛ برخى از نشانههاى قيامت و...، از مباحث مهمّى است كه در بسيارى از سورههاى قرآن كريم بيان گرديده است. از نكات دقيق و حسّاسِ اعتقاد به قيامت آن است كه ايمان به عالم آخرت و يقين به زندگى پس از مرگ؛ بينش انسان را در اين دنيا شكل مىدهد و كارهاى او را هدفمند مىسازد. در اعماق وجود او تأثير مىگذارد و حسّ مسؤليت را در ضمير افراد بشر بيدار مىكند و آنان را بهسمت درستكارى و نوع دوستى و مكارم اخلاق سوق مىدهد. بنابراين افراد به ميزان اعتقاد باطنى كه به ثواب و عقاب الهى دارند از گناه و آلودگى بر كنار مىمانند. باور داشتن ظهور يعنى ايمان به جزاى اعمال در اين دنيا كه نيكان و بدان نتيجه اعمال خود را خواهند ديد و پاداش و كيفر خويش را خواهند چشيد. ايمان به ظهور و قيام حضرت بقيةاللَّه و برپايى حكومت عدل و داد همه جانبه آن جناب در سراسر جهان نيز از اركان اساسى عقايد دينى است كه در تمامى كتب آسمانى از آن ياد شده و بر آن تأكيد گرديده است، چنانكه خداوند مىفرمايد: «وَلَقَدْ كَتَبْنا فِى الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ اَنَّ الْاَرْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصَّالِحُونَ»؛(1) و به راستى كه ما در زبور، پس از ذكر ثبت كرديم كه همانا زمين را بندگان شايسته من به ارث خواهند برد. همچنين اعتقاد به امام عصر و شناخت ويژگيهاى دوران قيام و برپايى حكومت آن حضرت در زندگى انسانها همان تأثير - بلكه از جهاتى آثار قويتر و نافذترى - برجاى مىگذارد. يأس و نااميدى را از دلها مىزدايد و تحرّك و نشاط را در مغزها پديدار مىسازد و دستها را در پى دلها به فعالّيت و تلاش و پشتكار وامىدارد. باور داشتن ظهور يعنى ايمان به جزاى اعمال در اين دنيا كه نيكان و بدان نتيجه اعمال خود را خواهند ديد و پاداش و كيفر خويش را خواهند چشيد. پاكان و صالحان حكومت را به دست خواهند گرفت و شرك و كفر و الحاد و نفاق را از ميان برمى دارند و بساط ستمگران و بدكاران را برمىچينند و عدل و داد مطلق بر سراسر گيتى حكم فرما خواهد شد. از اينرو صحنههاى قيامت با هنگامه ظهور حضرت حجت از جهات گوناگون مشابه يكديگرند كه در اين مجموعه خلاصهاى از شباهتها را كه از تفسير و تأويل آيات قرآن برگرفته شده است در قالب 14 مقاله تقديم خواهد شد. درپي عناوين موضوعات و چکيده ي مقالات اين مجموعه را مي توانيد ببينيد:
1 - اجتماع بزرگ هنگامظهور حضرت بقيةاللَّه ياران و شيعيان آن جناب از گوشه و كنار جهان نزد او اجتماع مىكنند و به ياريش مىشتابند. اين اجتماع بزرگ
2 - آن رويداد حتمى است مژدهظهور امام عصر و برقرارى حكومت جهانى عدل و داد به دست آن حضرت، با بيانى محكم در آيات و احاديث آمده است و آن را وعدهاى حتمى و تخلّفناپذير توصيف نمودهاند، چنانكه
3 - ناگهانى خواهد بود در احاديث تأكيد شده كه زمان قيام حضرت مهدى نامعلوم است و هنگامه ظهور ناگهانى است و خداوند امر قيام آن حضرت را به شبى سامان مىبخشد. به چند حديث در اين باره
4 - برانگيخته شدن مردگان در زمانظهور حضرتبقيةاللَّه جمعى از امواتمؤمنان به اذن خداوند زنده مىشوند و به زندگى دنيا باز مىگردند و اين امر چنان واضح و مسلّم است كه در برخى از دعاهاى مشهور به صورت يكى از حوايج و خواستههاى مهم شيعيان و منتظران ياد شده است. به نمونهاى از احاديث
5 - نزديك بودن آن حادثه بزرگ در تفسير و بيان آياتى چند از قرآن كريم نزديك بودن زمان ظهور حضرت بقيةاللَّه - ارواحنا فداه - روايت شده است، همان گونه كه بر نزديك بودن وقوع قيامت در آيات قرآن تأكيد گرديده است
6 - فرمانروايى مطلق خداوند در هر زمانى قدرت الهى جلوههايى دارد كه خردمندان از شناخت رموز و اسرار آن عاجزند و زورمندان در برابر اراده او فروماندهاند. ليكن قدرت نمايى كامل و فرمانروايى مطلق در هنگامه ظهور حضرت قائم آشكار مىگردد كه همه مردمان در برابر فرمان خداوند خاضع و تسليم خواهند بود و بساط زورمندان و ستمكاران برچيده خواهد شد. 7 - عذاب بزرگ از جمله شباهتهاى دوران ظهور حضرت بقيةاللَّه - ارواحنا فداه - به عرصههاى رستاخيز؛ كيفرهاى بزرگ و سختى است كه براى بدكرداران مقرر گرديده است. زيرا در هر دو هنگام، فرصت جبران و بازگشت از دست رفته و مهلت توبه پايان يافته است.
8 - ايّاماللَّه از مفاهيم بلند و پربار قرآن كريم عنوان ايّام اللَّه است كه در دو آيه به كار رفته است. ايّام اللَّه؛ روزهايى است كه قدرت و عظمت خداوند در آنها به طور كامل نمودار گرديده و نيروهاى مردم بى اثر مانده و از كار افتاده است. از جمله شباهتهاى دوران ظهور حضرت بقيةاللَّه به قيامت؛ آن است كه هر دو هنگام، مهمترين و روشنترين مصاديق ايّام اللَّه به شمار آمدهاند. 9 - يوم الخروج از مفاهيم بلند قرآنى كه مشتمل بر يكى از شباهتهاى هنگامه ظهور حضرت بقيةاللَّه به صحنه قيامت است؛ يوم الخروج است. يوم الخروج فقط يك بار در قرآن كريم ياد شده و راجع به آن سه تفسير بيان گرديده است: زمان اقدام مسلّحانه حضرت امام قائمعليه السلام؛ دوره رجعت و بازگشت جمعى از اموات به جهان؛ بيرون آمدن تمامى مردگان از قبرها در قيامت.
10 - يوم موعود ظهور و برپايى دولت حقّه امام عصر وعده بزرگ الهى است كه همواره توسط انبياء و اولياء و همچنين در آيات قرآن كريم مورد تأكيد واقع گرديده است
11 - روز جدايى حق جويان از اهل باطل از ويژگيهاى دوران ظهور حضرت ولىّ عصر آن است كه مؤمنان و حق جويان از اهل باطل جدا مىشوند. چنانكه در احاديث آمده است. علىعليه السلام فرمود: منادى در ماه رمضان از ناحيه مشرق هنگام سپيده دم ندا مىدهد؛ اى اهل هدايت! جمع شويد. و يك منادى از سوى مغرب پس از ناپديد شدن سرخى شفق فرياد مىكشد؛ اى اهل باطل! جمع شويد. 12 - عقوبت فراگير دوران ظهور حضرت بقيةاللَّه هنگام ريشه كن شدن كفّار و ظالمين است، و دست انتقام الهى همه كج انديشان و بدكرداران را فرا مىگيرد. در دعايى چنين آمده است: به او (امام عصر) الهام كن تا هيچ پايهاى از آنان (دشمنان) را بر جاى نگذارد، مگر اين كه آن را ويران سازد... 13 - خوارى و رسوايى مجرمان از ويژگيهاىمهم هنگامهظهور حضرت ولىّ عصر خوارى و زبونى و ذلّت كافران و ناپاكان است. امام باقرعليه السلام فرمود: هرگاه قائمعليه السلام بپاخيزد ايمان را بر هر ناصبى عرضه مىكند. اگر به طور حقيقى آن را پذيرفت (كه هيچ)، وگرنه گردنش را مىزند. يا اينكه... 14 - يوم الدّين واژه يومالدّين سيزده بار در قرآن كريم ياد شده و به دو معنى تفسير گرديده است. اوّل: روز قيامت؛ دوّم: هنگام ظهور حضرت مهدى. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 12:41 توسط غلامرضا گودینی |
|
|
سلام بر فریاد رس مظلومان
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 22:46 توسط غلامرضا گودینی |
|
دیریست که ما منتظر روی تو هستیمدیریست که ما منتظر روی تو هستیم ما بند نجابت به تن اسم تو بستیم دیریست که دلداده ما خانه نشین است جای قدمش بوسه به صد چاک زمین است پلک دلم امشب به نبودت پر درد است این فصل کبود از غم هجران تو سرد است ای ساقی دلهای جهان مست نگاهت این ماه فرومانده ز چشمان سیاهت دیریست که ما منتظر و خانه بدوشیم وقتی که قمر نیست همه تا رو خموشیم ای صاحب این ثانیه ها پس تو کجایی فهمیده ام این جمعه گذشت و نمی یایی دیریست که در جمعه همه مست غروییم از ناله پریم وغزل سنگ و رسوبیم ![]() رها کنید دگر صحبت مداوا را فراق اگر نکشد ، وصل می کشد ما را تمام عمر تو ما را نظاره کردی و ما ندیده ایم هنوز آن جمال زیبا را شراره های دلم اشک شد ز دیده چکید ببین چگونه به آتش کشید، دریا را قسم به دوست که یک موی یار را ندهم اگر دهند به دستم ، تمام دنیا را به شوق انکه ز کوی تو ام نشان آرد به چشم خویش کشیدم غبار صحرا را جنون کشانده به جایی مرا که نشناسم طریق کعـبه و بتخانه و کلیسا را تمام عمر به خورشید و ماه ناز کنم اگر به خانه تاریک من نهی پا را نسیم صبح ز راهی که امدی برگرد ببر سلام ز من آن عزیز زهرا را |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 15:57 توسط غلامرضا گودینی |
|
|
اصلاح جامعه
فرج، يعنى نصرت و پيروزى، و مقصود، پيروزى حکومت عدل علوى بر حکومتهاى کفر و شرک است. بنابراين، انتظار فرج، يعنى انتظار تحقق يافتن اين آرمان بزرگ و جهانى و منتظر حقيقى، کسى است که در حقيقت، خواهان تشکيل چنين حکومتى باشد و اين خواسته آن گاه جدى و واقعى است که شخص منتظر، عامل به عدل و گريزان از ستم و تباهى باشد. و گرنه، انتظار فرج، در حد يک ادعا و شعار بىمحتوا خواهد بود. از اينرو، در روايات آمده است که انتظار فرج، خود فرج است؛ زيرا کسى که حقيقتاً منتظر فرج و ظهور حجت خدا و تأسيس حکومت عدل گستر اوست، زندگى خود را بر پايه عدل و داد استوار مىسازد و او انسانى است که حضور و غيبت امام، در نحوه رفتار و سير و سلوکش تفاوتى ندارد و قبل از تشکيل حکومت عدل، او چنين حکومتى را در زندگى خود پايدار ساخته است. بنابراين، انتظار فرج حقيقى، ريشه در معرفت به حق، عدل، ايمان و عشق به آن دارد و آثار آن نيز در عمل نمايان مىگردد و چنين حقيقت اصيل و عميقى، با لفظ و شعار به دست نمىآيد و با بىتفاوتى و بىاعتنايى نسبت به مقدسات دينى و رسالتهاى انسانى، در تعارض و تناقض است. انتظار فرج، داراى ويژگىها و معانى زير است: الف) معرفت امام معصوم و عادل و پيشواى فضيلت. ب) ايمان به امامت رهبرى الهى و عدالت پيشه. ج) عشق به عدالت و ارزشهاى انسانى. ه) اميد به آيندهاى روشن و نويد بخش. ک) تلاش براى برقرارى حکومتى عدل پيشه و عدل گستر. ح) رعايت موازين و قوانين دينى و اخلاقى. خ) داشتن روحيه تعهد و مسؤوليتپذيرى. اين نوع انتظار فرج است که برترين اعمال و بهترين عبادت است و چنين منتظرى، مقامى عالى دارد و چنين کسى، هر گاه در زمان غيبت، از دنيا برود، به منزله کسى است که پس از ظهور حضرت حجت عليهالسلام، زنده و تحت فرمان او در راه خدا جهاد کرده است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 15:5 توسط غلامرضا گودینی |
|
|
-- از امام حسن علیه السلام روایت شده که فرمود:« خداوند عمر مهدی علیه السلام را در دوران غیبتش طولانی میگرداند. آنگاه با قدرت خود، او را به صورت مردی چهل ساله یا کمتر ظاهر میگرداند تا مردم بدانند که خداوند بر هر چیزی قادر است.»
-- ازدی میگوید: من و ابوبصیر و علی بن عبدالعزیز خدمت امام صادق علیه السلام شرفیاب شدیم. من به امام عرض کردم:« آیا تو صاحب ما (امامی که قیام می کند) هستی؟» امام علیه السلام فرمود:« من صاحب شما باشم ؟!» آن گاه پوست بازوی خود را گرفت و کشید و فرمود: « من پیرمرد هستم و صاحب شما جوان است.» -- ابوبصیر از امام صادق علیه السلام روایت میکند که فرمود: « اگر قائم علیه السلام ظهور کند، بسیاری از مردم او را انکار میکنند زیرا به صورت جوانی رشید و متعادل ظهور کرده. هیچکس او را باور نمیکند مگر مؤمنانی که خداوند در عالم ذرّ، از آنها پیمان گرفته است.» -- امام صادق علیه السلام در روایت دیگری نیز فرمود:« از بزرگترین امتحانهای الهی این است که مهدی علیه السلام به صورت مردی جوان ظهور میکند در حالی که مردم گمان می کنند او پیرمرد کهنسالی است.» -- ریان بن صلت به امام رضا علیه السلام عرض کرد: « آیا تو صاحب امر هستی؟» امام علیه السلام فرمود: « من صاحب امر هستم، ولی کسی نیستم که زمین را از عدل پر میکند، آنطور که از ظلم پر شده است. چگونه میتوانم آن کس باشم در حالی که خودت ضعف بدن مرا میبینی؟ قائم علیه السلام کسی است که هنگام ظهور، سن پیرمردان و سیمای جوانان را دارد. » -- در حدیث دیگری از امام رضا علیه السلام درباره نشانه حضرت مهدی هنگام ظهور سئوال شد. امام پاسخ فرمود: « نشانه او این است که سالخوردگان و قیافه جوانان را دارد، به طوری که در چشم مردم چهلساله یا کمتر دیده میشود. نشانهی دیگرش این است که با گذشت شب و روز پیر نمیشود تا اجلش فرا میرسد. » منابع : بحار الانوار 52 / 322 حدیث 30 کمال الدین ص 285 حدیث 16 بحار الانوار 51 / 132 حدیث --------- کمال الدین بحار الانوار 52 / 280 حدیث50 بحار الانوار 52 / 287 حدیث 24 و 23 - ص 385 حدیث 196 |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 14:59 توسط غلامرضا گودینی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 11:5 توسط غلامرضا گودینی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
با سلام خدمت شما دوستدار امام زمان این وبلاک تازه ایجاد شده وبنده قصد دارم که تازه ترین اطلاعات را ارائه بدهم به همین منظور نیازمند کمک ونظرات شما هستم در قسمت نظرات با من ارتباط داشته باشید با تشکر
|
| پیوندهای روزانه |
|
بسیج دانشگاه رازی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 اردیبهشت 1388 بهمن 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 |
| پیوندها |
|
تشرفات خدمت آقا دلنوشته ها معرفی سایت های مهدویت اشعار زندگی نامه emammahdi تبیان سایت موعود |
|
RSS
|