تبليغاتX
السلام علیک یا مهدی
این وبلاگ درمورد آقا وسرورمان امام زمان می باشد
ناگاه سيّد بزرگواري را ديدم كه به سيماي علما بود. او به تمام ما في‌الضمير من خبر داد و گفت: بلادي كه در جزيرة خضرا، است صحيح مي‌باشد. سپس فرمود آيا مي‌خواهي به چشم خود ببيني تا عبرتي براي تو و ساير اولي‌الابصار باشد؟ پس چشمت را باز كن. نگاه كردم و از آيات الهيّه، شهر و بلدي را ديدم كه خانه‌هاي آن از هم دور و طرف راست و چپ آن از درخت‌ها و گل‌ها سبز و خرّم بود.

 
 
 
 
 
 
 
بقيه در ادامه مطلب
 
 
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 18:34  توسط غلامرضا گودینی | 
ایت الله العظمی بهجتشرط درک محضر امام زمان (عج)

 

حجة السلام قدس می گوید:

« روزی آقا فرمودند: در تهران استاد روحانیی بود که لُمعَتین را تدریس می کرد، مطلع شد که گاهی از یکی از طلاب و شاگردانش که از لحاظ درس خیلی عالی نبود، کارهایی نسبتاً خارق العاده دیده و شنیده می شود.

روزی چاقوی استاد ( در زمان گذشته وسیله نوشتن قلم نی بود، و نویسندگان چاقوی کوچک ظریفی برای درست کردن قلم به همراه داشتند ) که خیلی به آن علاقه داشت، گم می شود و وی هر چه می گردد آن را پیدا نمی کند و به تصور آنکه بچه هایش برداشته و از بین برده اند نسبت به بچه ها و خانواده عصبانی می شود، مدتی بدین منوال می گذرد و چاقو پیدا نمی شود. و عصبانیت آقا نیز تمام نمی شود.

روزی آن شاگرد بعد از درس ابتداءً به استاد می گوید:

« آقا، چاقویتان را در جیب جلیقه کهنه خود گذاشته اید و فراموش کرده اید، بچه ها چه گناهی دارند. » آقا یادش می آید و تعجب می کند که آن طلبه چگونه از آن اطلاع داشته است.

از اینجا دیگر یقین می کند که او با (اولیای خدا) سر و کار دارد، روزی به او می گوید: بعد از درس با شما کاری دارم. چون خلوت می شود می گوید: آقای عزیز، مسلم است که شما با جایی ارتباط دارید، به من بگویید خدمت آقا امام زمان(عج) مشرف می شوید؟

استاد اصرار می کند و شاگرد ناچار می شود جریان تشرف خود خدمت آقا را به او بگوید. استاد می گوید: عزیزم، این بار وقتی مشرف شدید، سلام بنده را برسانید و بگویید: اگر صلاح می دانند چند دقیقه ای اجازه تشرف به حقیر بدهند.

مدتی می گذرد و آقای طلبه چیزی نمی گوید و آقای استاد هم از ترس اینکه نکند جواب، منفی باشد جرأت نمی کند از او سؤال کند ولی به جهت طولانی شدن مدت، صبر آقا تمام میشود و روزی به وی می گوید: آقای عزیز، از عرض پیام من خبری نشد؟ می بیند که وی ( به اصطلاح ) این پا و آن پا می کند. آقا می گوید: عزیزم، خجالت نکش آنچه فرموده اند به حقیر بگویید چون شما قاصد پیام بودی ( و ما علی الرسول إلا البلاغ المبین )

آن طلبه با نهایت ناراحتی می گوید آقا فرمود: لازم نیست ما چند دقیقه به شما وقت ملاقات بدهیم، شما تهذیب نفس کنید من خودم نزد شما می آیم. »

 

 

 

رحلت آیت الله عظمی بهجت را

 

به امام زمان و تمام شیعیان تسلیت

 

میگویم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 18:38  توسط غلامرضا گودینی | 

کوتاه ترین بهار عصمت

شهادت حضرت زهرا

مدینه در انتظار وقوع فاجعه ای سترگ بود و پیامبر در انتظار تحقق وعده ای الهی.

او اینک در آستانه مرگ ایستاده است، کسان و بستگانس همه گرداگرد او، ملتهب و در تاب و تب.

دخت یگانه اش اما از همه بی تابتر.

افول ستاره های اشک بر آسمان گونه زهرا(س) تنها صحنه دلخراشی بود که بیش از هر چیزجان پیامبر(ص) را می آزرد.

براستی چه سخت وغم انگیزاست که کسی پاره ای از وجودش را، میوه دلش را، غرق در طوفان اشک و اه ببیند و طاقت بیاورد.

او اگر لب فرو می بست و به اشاره و ایمایی فلب دختر را آرام نمی ساخت بیم آن بود که مرغ روح از سینه زهرا به آسمان پر کشد.

پس باید چیزی بگوید تا خود و دختر را از این رنج جانگزا برهاند.

سخن که به اینجا رسید پیامبر پرده از رازی گشود که چون مرهمی تسلی بخش، دریای متلاطم جان فاطمه را به ساحل آرامش برد.

به سختی سر مبارکش را به سوی فاطمه چرخاند و با اشاره چشم او را نزد خود فرا خواند.

با آستین محبت سیلاب اشک را از گوشه چشمان فاطمه سترد.

آنگاه فرمود:

- نور چشم پدر! پاره جگرم!

این همه بی قراری برای چیست؟

این گریه ها عاقبت تو را خواهد کشت.

بیش از این بر جگر سوخته پدر آتش نزن!

آیا برای چیزی گریه می کنی که از آن گریزی نیست؟

فاطمه اما در میان گریه و بغض پاسخ داد:

-پدر!چگونه چیزی را از من می خواهی که از داشتن آن ناتوانم؟!

من چگونه می توانم باری را بر دوش کشم که کوهها از برداشتن آن ناتوانند؟!

نه پدر! این را از من مخواه!

سخن که به اینجا رسید پیامبر پرده از رازی گشود که چون مرهمی تسلی بخش، دریای متلاطم جان فاطمه را به ساحل آرامش برد.

پس از آن، نگاه حاضران بود که با تعجب به هم گره می خورد.

خدایا! پیامبر مگر چه گفت که این چنین فاطمه را آرام کرد.

او مهر از سر کدام راز برگرفت که چون آبی خنک بر کویر سوزان دل فاطمه بارید؟

آری! آنچه آن روز از گلوی پیامبر بر گوش فاطمه تراوید وعده دیداری دوباره بود.

گفته بود تو زودتر از دیگران به آغوش پدر باز خواهی گشت...

... روزها از پی هم می گذشتند و فاطمه همچنان وعده پدر را انتظار می کشید.

اما بالاخره آن روز هولناک رفته رفته از راه رسید...

او اگر لب فرو می بست و به اشاره و ایمایی فلب دختر را آرام نمی ساخت بیم آن بود که مرغ روح از سینه زهرا به آسمان پر کشد.

...امروزهفتاد و پنج روز است که از آن ماجرای وفات پدر می گذرد.

بانو از صبح فرموده بود تا ندیمه اش، اسماء بنت عمیس، بسترش را بر وسط  اتاق بگستراند.

فرزندانش را یکایک بوسید و برای آخرین بار موهایشان را خود آراست.

افسوس که چه زود گمان بچه ها که می پنداشتند مادر بهبود یافته است فرو ریخت.

از همه دلخراشتر لحظه وداع فاطمه با علی بود.

خدایا، علی با فقدان فاطمه چگونه سر کند؟

این همه بارمصیبت و رنج را کجا برد؟

سنگینی بار این فراق شانه های کوه علی را فرو خواهد شکست.

اما مگر کسی را یارای آن است که در برابر مشیت  الهی بایستد! او قضای خویش را پیش خواهد برد.

دم دمای غروب بود که فرشته مرگ، درب خانه علی را کوبید.

و ازاین پس علی بود و تنهایی!

شب بود و یک سینه فریاد مولا بر حلقوم چاه!


نوشته ی: شکوری _ کارشناس گروه دین و اندیشه

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:25  توسط غلامرضا گودینی | 

خوف و خشیت

بهشت

اى عزیز! از خداوند عزّ و جلّ بترس و عظمت و جلال الهى را در نظر دار و پیوسته در احوال روز حساب بينديش ، و انواع عذاب الهی را بياد آور .

مرگ و صُعُوبت (سختی) عالم برزخ و مؤاخذه روز قیامت را تصوّر نما، و آیات و اخبار در باب جنّت و نار(بهشت و جهنم)، و احوال خائفین(خداترسان) از اَخْیار (خوبان) را مشاهده كن و بدان كه هر قدر معرفت بنده به عظمت و جلال پروردگار بیشتر و به عیوب خود بیناتر باشد، ترس او از خدا زیادتر مى شود.

و از این جهت است كه حق تعالى خوف و خشیت [خود] را نسبت به علماء داده چنانچه فرموده: اِنَّما یَخْشَى اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ يعنی اين است و جز اين نيست که از ميان بندگان، دانشمندان از خدا باک دارند.(1)

و رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: ترس من از خدا بیشتر است از همه(2) چرا که او سرآمد همه دانشمندان است.

پس ای بنده خدا از خدا بترس و خشيت را زيور جان قرار ده که اين زيبایی ، مقامت را درخشان سازد ، چنانکه نزد مردمان صلابتی همراه تو گردد که محبوب دلها گردی و معشوق معبود چه آنکه فرمود «من عشقنی عشقته» چون شيفته من شد به او عشق می ورزم

خدمت آن حضرت عرضه داشتند كه چه زود پیر شدید. فرمودند: مرا پیر كرد سوره «هود» و «واقعه» و «مرسلات» و «عمّ یتسائلون»(3) كه در آنها احوال قیامت و عذاب بر امّت هاى گذشته ذكر شده است.

و اگر ندیده اى، شنیده اى حكایت خوف انبیاء و مُقَرَّبین و  ناله های و غَش هاى حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) و تضرّع و مناجات حضرت سیّد السّاجدین(علیه السلام) را.

پس ای بنده خدا از خدا بترس و خشيت را زيور جان قرار ده که اين زيبایی ، مقامت را درخشان سازد ، چنانکه نزد مردمان صلابتی همراه تو گردد که محبوب دلها گردی و معشوق معبود چه آنکه فرمود «من عشقنی عشقته» چون شيفته من شد به او عشق می ورزم.

و چون خوف و خشيت را زيور خويش ساختی، در زمره سايندگان جبين به در گاه چاره ساز درآیی و آن هنگام بر چهره ات تلالوئی آيد که قرآن نيز بدان اشارت فرموده « مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا (4) يعنی محمّد [صلی الله عليه  وآله‏] فرستاده خداست‏؛ و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند؛ پيوسته آنها را در حال ركوع و سجود مى‏بينى در حالى كه همواره فضل خدا و رضاى او را مى‏طلبند؛ نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است‏؛ اين توصيف آنان در تورات و توصيف آنان در انجيل است‏، همانند زراعتى كه جوانه‏هاى خود را خارج ساخته‏، سپس به تقويت آن پرداخته تا محكم شده و بر پاى خود ايستاده است و بقدرى نموّ و رشد كرده كه زارعان را به شگفتى وامى‏دارد؛ اين براى آن است كه كافران را به خشم آورد [ولى‏] كسانى از آنها را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظيمى داده است‏.

مومنان؛ خداترسانی هستند که فقط برای رضای او گام بر می دارندو برای خشنودی او سر بر زمين می سايند و در آستان ربوبی او به تضرع بر می خيزند چنانکه آيه های کريمه به خوف و خشيت آنان اشارت دارد

مومنان؛ خداترسانی هستند که فقط برای رضای او گام بر می دارندو برای خشنودی او سر بر زمين می سايند و در آستان ربوبی او به تضرع بر می خيزند چنانکه آيه های کريمه به خوف و خشيت آنان اشارت دارد.

سجده

سوره انعام آيه 51 «وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ» يعنی و به وسيله آن [قرآن‏]، كسانى را كه از روز حشر و رستاخيز مى‏ترسند، بيم ده‏! [روزى كه در آن‏،] ياور و سرپرست و شفاعت‏كننده‏اى جز او [= خدا] ندارند؛ شايد پرهيزگارى پيشه كنند! 

مومنان که اهل خشيتند از نزديکان خويش دلجویی می کنند چرا که دلجویی از صاحبان حق راه نزديکی به خدا را هموار سازد به اين ايه توجه نماييد.

 سوره رعد آيه 21 «وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الحِسَابِ » يعنی و آنها كه پيوندهايى را كه خدا دستور به برقرارى آن داده‏، برقرار ميدارند؛ و از پروردگارشان مى‏ترسند؛ و از بدى حساب [روز قيامت‏] بيم دارند... 

و اهل خشيتند که به اجرای فرامين الهی کمر همت می بندند .

سوره نحل آيه 50 «يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ » يعنی آنها [تنها] از [مخالفت‏] پروردگارشان‏، كه حاكم بر آنهاست‏، مى‏ترسند؛ و آنچه را مأموريت دارند انجام مى‏دهند. 

جانا پس با خوف و خشيت از او وسيله ای بخواه تا به جانان رسی «أُولَـئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا» يعنی : كسانى را كه آنان مى‏خوانند، خودشان وسيله‏اى [براى تقرب‏] به پروردگارشان مى‏جويند، وسيله‏اى هر چه نزديكتر؛ و به رحمت او اميدوارند؛ و از عذاب او مى‏ترسند؛ چرا كه عذاب پروردگارت‏، همواره در خور پرهيز و وحشت است‏!  ‏ (سوره اسراء آيه 57)

 

 

برگرفته از سایت تبیان

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 12:58  توسط غلامرضا گودینی | 

مقدمه

ايمان به قيامت از مهمترين باورهاى دينى است كه همه پيامبران بر آن تأكيد داشته‏اند و مسئله معاد، بعد از ايمان به خداوند ركن اساسى مكتب انبيا مى‏باشد.

اثبات قيامت؛ ايمان به قيامت؛ اهوال روز محشر؛ ميزان و سنجش اعمال؛ وضعيت نيكان و بدان در قيامت؛ پاداشها و كيفرهاى آخرت؛ برخى از نشانه‏هاى قيامت و...، از مباحث مهمّى است كه در بسيارى از سوره‏هاى قرآن كريم بيان گرديده است.

از نكات دقيق و حسّاسِ اعتقاد به قيامت آن است كه ايمان به عالم آخرت و يقين به زندگى پس از مرگ؛ بينش انسان را در اين دنيا شكل مى‏دهد و كارهاى او را هدفمند مى‏سازد. در اعماق وجود او تأثير مى‏گذارد و حسّ مسؤليت را در ضمير افراد بشر بيدار مى‏كند و آنان را به‏سمت درست‏كارى و نوع دوستى و مكارم اخلاق سوق مى‏دهد. بنابراين افراد به ميزان اعتقاد باطنى كه به ثواب و عقاب الهى دارند از گناه و آلودگى بر كنار مى‏مانند.

باور داشتن ظهور يعنى ايمان به جزاى اعمال در اين دنيا كه نيكان و بدان نتيجه اعمال خود را خواهند ديد و پاداش و كيفر خويش را خواهند چشيد.

ايمان به ظهور و قيام حضرت بقيةاللَّه و برپايى حكومت عدل و داد همه جانبه آن جناب در سراسر جهان نيز از اركان اساسى عقايد دينى است كه در تمامى كتب آسمانى از آن ياد شده و بر آن تأكيد گرديده است، چنانكه خداوند مى‏فرمايد: «وَلَقَدْ كَتَبْنا فِى الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ اَنَّ الْاَرْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصَّالِحُونَ»؛(1) و به راستى كه ما در زبور، پس از ذكر ثبت كرديم كه همانا زمين را بندگان شايسته من به ارث خواهند برد.

همچنين اعتقاد به امام عصر و شناخت ويژگيهاى دوران قيام و برپايى حكومت آن حضرت در زندگى انسانها همان تأثير - بلكه از جهاتى آثار قويتر و نافذترى - برجاى مى‏گذارد. يأس و نااميدى را از دلها مى‏زدايد و تحرّك و نشاط را در مغزها پديدار مى‏سازد و دستها را در پى دلها به فعالّيت و تلاش و پشتكار وامى‏دارد.

باور داشتن ظهور يعنى ايمان به جزاى اعمال در اين دنيا كه نيكان و بدان نتيجه اعمال خود را خواهند ديد و پاداش و كيفر خويش را خواهند چشيد. پاكان و صالحان حكومت را به دست خواهند گرفت و شرك و كفر و الحاد و نفاق را از ميان برمى دارند و بساط ستمگران و بدكاران را برمى‏چينند و عدل و داد مطلق بر سراسر گيتى حكم فرما خواهد شد.

از اينرو صحنه‏هاى قيامت با هنگامه ظهور حضرت حجت از جهات گوناگون مشابه يكديگرند كه در اين مجموعه خلاصه‏اى از شباهتها را كه از تفسير و تأويل آيات قرآن برگرفته شده است در قالب 14 مقاله تقديم خواهد شد. درپي عناوين موضوعات و چکيده ي مقالات اين مجموعه را مي توانيد ببينيد:

 

1 - اجتماع بزرگ

هنگام‏ظهور حضرت بقيةاللَّه ياران و شيعيان آن جناب از گوشه و كنار جهان نزد او اجتماع مى‏كنند و به ياريش مى‏شتابند. اين اجتماع بزرگ

2 - آن رويداد حتمى است

مژده‏ظهور امام عصر و برقرارى حكومت جهانى عدل و داد به دست آن حضرت، با بيانى محكم در آيات و احاديث آمده است و آن را وعده‏اى حتمى و تخلّف‏ناپذير توصيف نموده‏اند، چنانكه

3 - ناگهانى خواهد بود

در احاديث تأكيد شده كه زمان قيام حضرت مهدى  نامعلوم است و هنگامه ظهور ناگهانى است و خداوند امر قيام آن حضرت را به شبى سامان مى‏بخشد. به چند حديث در اين باره

4 - برانگيخته شدن مردگان

در زمان‏ظهور حضرت‏بقيةاللَّه جمعى از اموات‏مؤمنان به اذن خداوند زنده مى‏شوند و به زندگى دنيا باز مى‏گردند و اين امر چنان واضح و مسلّم است كه در برخى از دعاهاى مشهور به صورت يكى از حوايج و خواسته‏هاى مهم شيعيان و منتظران ياد شده است. به نمونه‏اى از احاديث

5 - نزديك بودن آن حادثه بزرگ

در تفسير و بيان آياتى چند از قرآن كريم نزديك بودن زمان ظهور حضرت بقيةاللَّه - ارواحنا فداه - روايت شده است، همان گونه كه بر نزديك بودن وقوع قيامت در آيات قرآن تأكيد گرديده است

6 - فرمانروايى مطلق خداوند

در هر زمانى قدرت الهى جلوه‏هايى دارد كه خردمندان از شناخت رموز و اسرار آن عاجزند و زورمندان در برابر اراده او فرومانده‏اند. ليكن قدرت نمايى كامل و فرمانروايى مطلق در هنگامه ظهور حضرت قائم  آشكار مى‏گردد كه همه مردمان در برابر فرمان خداوند خاضع و تسليم خواهند بود و بساط زورمندان و ستمكاران برچيده خواهد شد.

7 - عذاب بزرگ

از جمله شباهتهاى دوران ظهور حضرت بقيةاللَّه - ارواحنا فداه - به عرصه‏هاى رستاخيز؛ كيفرهاى بزرگ و سختى است كه براى بدكرداران مقرر گرديده است. زيرا در هر دو هنگام، فرصت جبران و بازگشت از دست رفته و مهلت توبه پايان يافته است.

8 - ايّام‏اللَّه

از مفاهيم بلند و پربار قرآن كريم عنوان ايّام اللَّه است كه در دو آيه به كار رفته است.

ايّام اللَّه؛ روزهايى است كه قدرت و عظمت خداوند در آنها به طور كامل نمودار گرديده و نيروهاى مردم بى اثر مانده و از كار افتاده است. از جمله شباهتهاى دوران ظهور حضرت بقيةاللَّه به قيامت؛ آن است كه هر دو هنگام، مهمترين و روشنترين مصاديق ايّام اللَّه به شمار آمده‏اند.

9 - يوم الخروج

از مفاهيم بلند قرآنى كه مشتمل بر يكى از شباهتهاى هنگامه ظهور حضرت بقيةاللَّه به صحنه قيامت است؛ يوم الخروج است. يوم الخروج فقط يك بار در قرآن كريم ياد شده و راجع به آن سه تفسير بيان گرديده است: زمان اقدام مسلّحانه حضرت امام قائم‏عليه السلام؛ دوره رجعت و بازگشت جمعى از اموات به جهان؛ بيرون آمدن تمامى مردگان از قبرها در قيامت.

10 - يوم موعود

ظهور و برپايى دولت حقّه امام عصر وعده بزرگ الهى است كه همواره توسط انبياء و اولياء و همچنين در آيات قرآن كريم مورد تأكيد واقع گرديده است

11 - روز جدايى حق جويان از اهل باطل

از ويژگيهاى دوران ظهور حضرت ولىّ عصر آن است كه مؤمنان و حق جويان از اهل باطل جدا مى‏شوند. چنانكه در احاديث آمده است. على‏عليه السلام فرمود: منادى در ماه رمضان از ناحيه مشرق هنگام سپيده دم ندا مى‏دهد؛ اى اهل هدايت! جمع شويد. و يك منادى از سوى مغرب پس از ناپديد شدن سرخى شفق فرياد مى‏كشد؛ اى اهل باطل! جمع شويد.

12 - عقوبت فراگير

دوران ظهور حضرت بقيةاللَّه هنگام ريشه كن شدن كفّار و ظالمين است، و دست انتقام الهى همه كج انديشان و بدكرداران را فرا مى‏گيرد. در دعايى چنين آمده است: به او (امام عصر) الهام كن تا هيچ پايه‏اى از آنان (دشمنان) را بر جاى نگذارد، مگر اين كه آن را ويران سازد...

13 - خوارى و رسوايى مجرمان

از ويژگيهاى‏مهم هنگامه‏ظهور حضرت ولىّ عصر خوارى و زبونى و ذلّت كافران و ناپاكان است.

امام باقرعليه السلام فرمود: هرگاه قائم‏عليه السلام بپاخيزد ايمان را بر هر ناصبى عرضه مى‏كند. اگر به طور حقيقى آن را پذيرفت (كه هيچ)، وگرنه گردنش را مى‏زند. يا اينكه...

14 - يوم الدّين

واژه يوم‏الدّين سيزده بار در قرآن كريم ياد شده و به دو معنى تفسير گرديده است. اوّل: روز قيامت؛ دوّم: هنگام ظهور حضرت مهدى.
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 12:41  توسط غلامرضا گودینی | 
سلام بر فریاد رس مظلومان

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 22:46  توسط غلامرضا گودینی | 

دیریست که ما منتظر روی تو هستیم

دیریست که ما منتظر روی تو هستیم

   ما بند نجابت به تن اسم تو بستیم

     دیریست که دلداده ما خانه نشین است

    جای قدمش بوسه به صد چاک زمین است

         پلک دلم امشب به نبودت پر درد است

      این فصل کبود از غم هجران تو سرد است

         ای ساقی دلهای جهان مست نگاهت

   این ماه فرومانده ز چشمان سیاهت

     دیریست که ما منتظر و خانه بدوشیم

        وقتی که قمر نیست همه تا رو خموشیم

    ای صاحب این ثانیه ها پس تو کجایی

      فهمیده ام این جمعه گذشت و نمی یایی

      دیریست که در جمعه همه مست غروییم

  از ناله پریم وغزل سنگ و رسوبیم

امام زمان

رها کنید دگر صحبت مداوا را

فراق اگر نکشد ، وصل می کشد ما را

تمام عمر تو ما را نظاره کردی و ما

ندیده ایم هنوز آن جمال زیبا را

شراره های دلم اشک شد ز دیده چکید

ببین چگونه به آتش کشید، دریا را

قسم به دوست که یک موی یار را ندهم

اگر دهند به دستم ، تمام دنیا را

به شوق انکه ز کوی تو ام نشان آرد

به چشم خویش کشیدم غبار صحرا را

جنون کشانده به جایی مرا که نشناسم

طریق کعـبه و بتخانه و کلیسا را

تمام عمر به خورشید و ماه ناز کنم

اگر به خانه تاریک من نهی پا را

نسیم صبح ز راهی که امدی برگرد

ببر سلام ز من آن عزیز زهرا را

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 15:57  توسط غلامرضا گودینی | 
اصلاح جامعه‏
فرج، يعنى نصرت و پيروزى، و مقصود، پيروزى حکومت عدل علوى بر حکومت‏هاى کفر و شرک است.
بنابراين، انتظار فرج، يعنى انتظار تحقق يافتن اين آرمان بزرگ و جهانى و منتظر حقيقى، کسى است که در حقيقت، خواهان تشکيل چنين حکومتى باشد و اين خواسته آن گاه جدى و واقعى است که شخص منتظر، عامل به عدل و گريزان از ستم و تباهى باشد. و گرنه، انتظار فرج، در حد يک ادعا و شعار بى‏محتوا خواهد بود. از اين‏رو، در روايات آمده است که انتظار فرج، خود فرج است؛ زيرا کسى که حقيقتاً منتظر فرج و ظهور حجت خدا و تأسيس حکومت عدل گستر اوست، زندگى خود را بر پايه عدل و داد استوار مى‏سازد و او انسانى است که حضور و غيبت امام، در نحوه رفتار و سير و سلوکش تفاوتى ندارد و قبل از تشکيل حکومت عدل، او چنين حکومتى را در زندگى خود پايدار ساخته است. بنابراين، انتظار فرج حقيقى، ريشه در معرفت به حق، عدل، ايمان و عشق به آن دارد و آثار آن نيز در عمل نمايان مى‏گردد و چنين حقيقت اصيل و عميقى، با لفظ و شعار به دست نمى‏آيد و با بى‏تفاوتى و بى‏اعتنايى نسبت به مقدسات دينى و رسالت‏هاى انسانى، در تعارض و تناقض است.
انتظار فرج، داراى ويژگى‏ها و معانى زير است:
الف) معرفت امام معصوم و عادل و پيشواى فضيلت.
ب) ايمان به امامت رهبرى الهى و عدالت پيشه.
ج) عشق به عدالت و ارزش‏هاى انسانى.
ه) اميد به آينده‏اى روشن و نويد بخش.
ک) تلاش براى برقرارى حکومتى عدل پيشه و عدل گستر.
ح) رعايت موازين و قوانين دينى و اخلاقى.
خ) داشتن روحيه تعهد و مسؤوليت‏پذيرى.
اين نوع انتظار فرج است که برترين اعمال و بهترين عبادت است و چنين منتظرى، مقامى عالى دارد و چنين کسى، هر گاه در زمان غيبت، از دنيا برود، به منزله کسى است که پس از ظهور حضرت حجت عليه‏السلام، زنده و تحت فرمان او در راه خدا جهاد کرده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 15:5  توسط غلامرضا گودینی | 
-- از امام حسن علیه السلام روایت شده که فرمود:« خداوند عمر مهدی علیه السلام را در دوران غیبتش طولانی می‌گرداند. آن‌گاه با قدرت خود، او را به صورت مردی چهل ساله یا کمتر ظاهر می‌گرداند تا مردم بدانند که خداوند بر هر چیزی قادر است.»

-- ازدی می‌گوید: من و ابوبصیر و علی بن عبدالعزیز خدمت امام صادق علیه السلام شرفیاب شدیم. من به امام عرض کردم:« آیا تو صاحب ما (امامی که قیام می‌ کند) هستی؟» امام علیه السلام فرمود:« من صاحب شما باشم ؟!» آن گاه پوست بازوی خود را گرفت و کشید و فرمود: « من پیرمرد هستم و صاحب شما جوان است.»

-- ابوبصیر از امام صادق علیه السلام روایت می‌کند که فرمود: « اگر قائم علیه السلام ظهور کند، بسیاری از مردم او را انکار می‌کنند زیرا به صورت جوانی رشید و متعادل ظهور کرده. هیچ‌کس او را باور نمی‌کند مگر مؤمنانی که خداوند در عالم ذرّ، از آنها پیمان گرفته است.»

-- امام صادق علیه السلام در روایت دیگری نیز فرمود:« از بزرگ‌ترین امتحان‌های الهی این است که مهدی علیه السلام به صورت مردی جوان ظهور می‌کند در حالی که مردم گمان می کنند او پیرمرد کهنسالی است.»

-- ریان بن صلت به امام رضا علیه السلام عرض کرد: « آیا تو صاحب امر هستی؟»

امام علیه السلام فرمود: « من صاحب امر هستم، ولی کسی نیستم که زمین را از عدل پر می‌کند، آن‌طور که از ظلم پر شده است. چگونه می‌توانم آن کس باشم در حالی که خودت ضعف بدن مرا می‌بینی؟ قائم علیه السلام کسی است که هنگام ظهور، سن پیرمردان و سیمای جوانان را دارد. »

-- در حدیث دیگری از امام رضا علیه السلام درباره نشانه حضرت مهدی هنگام ظهور سئوال شد. امام پاسخ فرمود: « نشانه او این است که سالخوردگان و قیافه جوانان را دارد، به طوری که در چشم مردم چهل‌ساله یا کم‌تر دیده می‌شود. نشانه‌ی دیگرش این است که با گذشت شب و روز پیر نمی‌شود تا اجلش فرا می‌رسد. »

منابع :

بحار الانوار 52 / 322 حدیث 30

کمال الدین ص 285 حدیث 16

بحار الانوار 51 / 132 حدیث --------- کمال الدین

بحار الانوار 52 / 280 حدیث50

بحار الانوار 52 / 287 حدیث 24 و 23 - ص 385 حدیث 196
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 14:59  توسط غلامرضا گودینی | 

مهدی در آینه قرآن

(1)

مهدی

اشاره:

آنچه می خوانید نگاهی گذرا و عالمانه به موضوع مهدویت در قرآن کریم است که به خامه استاد فقید آیت الله معرفت (ره)نگارش یافته است. استاد در طلیعه سخن، نخست بحثی مقدماتی پیرامون ظاهرو باطن قرآن و اینکه چگونه می توان تفسیر و تآویل آیات مهدویت را از این کتاب شریف آسمانی به دست آورد، مطرح نموده آنگاه به بررسی آیات یاد شده در قرآن کریم می پردازد.

در مجال حاضر  شماره نخست این سلسله نوشتار از نظر و محضرتان خواهد گذشت.

 

مقدمه

بحث از ظهور پر بركت حضرت حجت(عج)، با استناد به آیات قرآنى، به مقدمه‏اى كوتاه نیاز دارد.

اگر ما خواسته باشیم این مسأله را از صریح آیات به دست آوریم، شاید خواسته‏اى بى مورد باشد. اساساً پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله از روز اول این تذكر را به عامه مسلمانان داد و فرمود: قرآن داراى ظهر است و بطن؛ «ما من القرآن آیة الاولها ظهر و بطن»

این حدیث از متواترات است، یعنى كتب حدیثى اهل سنت و شیعه اتفاق دارند این حدیث از پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله صادر شده است.

سِرّ مطلب این است كه قرآن كریم داراى دو جهت است كه باید مورد عنایت قرار گیرد.

 

مطلب اول

اول این‏كه آیات و سوره‏هاى قرآن در مناسبت‏هاى مختلف و به عنوان علاج حادثه یا واقعه‏اى نازل شده است. این موجب مى‏شود دلالت آیه نوعى وابستگى پیدا بكند با آن شأن نزول. اگر این‏طور شد، دلالت همیشگى قرآن كه پیامى جاودانى باشد، مقدارى زیر سؤال مى‏رود. لذا پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله فرمودند: عنایت شما فقط به این اسباب نزول نباشد. در پس پرده یك معناى عامى وجود دارد كه جنبه شمولى دارد و براى همیشه است. لذا ابوبصیر از امام صادق‏علیه السلام سؤال مى‏كند این كه پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله فرموده است: «ما فى القرآن آیة الاولها ظهر و بطن1یعنى چه؟ امام علیه السلام مى‏فرماید: «ظهره تنزیله و بطنه تأویله یعنى ظاهر قرآن و ظهر قرآن همان دلالتى است كه با رعایت و عنایت به شأن نزول‏ها روشن مى‏شود كه تقریباً مى‏توان نوعى مقطعى بودن و محدودیت از آن فهمید؛ ولى قرآن به این اكتفا نكرده است.

 

مطلب دوم

قرآن جنبه دوم هم دارد كه جنبه جاوید است، جاوید بودن قرآن به ظهر آن نیست آنچه بقاى قرآن را ضمانت كرده است تا پیامى همیشگى باشد، بطن قرآن است.

بطن قرآن چیست؟

درباره بطن بحث‏هاى بسیار شده است كه مقصود از بطن چیست؟ بطن معنایش خیلى ساده است؛ یعنى این‏طور نیست كه نتوان به آن پى برد. بطن آیات در اختیار ائمه‏علیهم السلام است و آن‏ها از بطن آیات آگاهى دارند؛ اما راه رسیدن به آن را به ما یاد داده‏اند. بطن آیات قرآن آن مفاهیمى است كه جنبه شمولى داشته و از قیودى كه آیه را فرا گرفته جدا شده باشد.

 

ضابطه تفسیر و تأویل

همان گونه كه تفسیر ضابطه دارد، تأویل هم ضابطه دارد. ضابطه این است كه آن خصوصیات و ویژگى‏هایى كه آیه را فرا گرفته طبق قانون «سبر و تقسیم» از آیه جدا كنیم؛ سپس آنچه از دلالت آیه به دست آمد، آن بطن آیه است؛ مثلاً در آیه «وَمَآ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالاً نُّوحِى إِلَیْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»؛1 مخاطب آیه مشركین است و مورد سؤال مسأله نبوت. آیا بشر مى‏تواند پیغمبر بشود یا نه؟ كسانى كه باید از آن‏ها این سؤال بشود علماى اهل كتاب به ویژه یهود هستند كه در یثرب و حجاز ساكن بودند.

عرب‏ها بسیارى از مسائل مربوط به معارف را از این‏ها سؤال مى‏كردند و عقیده داشتند این‏ها دانشمندند.

آیه بنابر این عقیده مشركین مى‏گوید كه پیغمبر اسلام‏صلى الله علیه وآله بشر و از جنس شماست. اگر در پیامبرى او تردید دارید از یهود و از اهل كتاب بپرسید كه پیغمبران آن‏ها چه كسانى هستند و بودند. آن‏ها به شما خواهند گفت. این ظاهر آیه است. پس آیه بر حسب ظهر به مشركین و مسأله نبوت و رجوع مشركین به اهل كتاب مقید مى‏شود.

اما ما طبق قانون «سبرو تقسیم» ویژگى‏هاى آیه را بررسى مى‏كنیم تا مشخص شود كدام یك از این ویژگى‏ها در هدف آیه دخالت دارد و كدام یك ندارد. آن‏هایى كه دخالت ندارند حذفشان مى‏كنیم؛ براى مثال آیا خطاب به مشركین خصوصیتى دارد؛ یعنى مشرك بودن در مخاطب بودن به این آیه خصوصیتى دارد؟ قطعاً ندارد، چرا؟ چون آنچه موجب شده آیه به مشركین این سخن را بگوید جهل آن‏ها است نه شرك آن‏ها. پس مشرك بودن در هدف آیه دخالت ندارد و آنچه دخالت دارد جهل آن‏ها است.

مسئله نبوت

مورد سؤال در آیه، مسأله نبوت است. آیا بشر مى‏تواند پیامبر باشد یا نه؟ آیا این مسأله در مدلول آیه خصوصیتى دارد یا این‏كه در مورد شك در هر مسأله‏اى از معارف دینى است چه معارف چه فروع احكام و چه مسائل مربوط به شؤون دین؟ (مسأله نبوت یا غیر آن)، پس خصوص مسأله شك در مسأله نبوت هیچ خصوصیتى در هدف آیه ندارد و لغو مى‏شود.

بعد كسانى كه باید از آن‏ها سؤال بشود چه كسانى بودند؟ اهل كتاب و یهود بودند. آیا سؤال از یهودیان و اهل كتاب خصوصیتى دارد و در هدف آیه مهم است یا دانا بودن نسبت به مشركین نادان مد نظر است؟

نتیجتاً به دست مى‏آید كه دانا بودن آن‏ها مدخلیت در هدف آیه دارد نه اهل كتاب یا یهودى بودن.

پس وقتى این ویژگى‏ها را بررسى كردیم و این موارد را كنار گذاشتیم، بطن آیه به دست مى‏آید.

بطن آیه چیست؟ بطن آیه این است: آن كه به مسائل دینى فروعاً و اصولاً جاهل است، باید به دانایان رجوع كند. پس استخراج بطن آیه مشكل نیست. راه دارد. لذا امروزه اگر از دلیل جواز تقلید عامى از مجتهد پرسش شود، همین آیه را مى‏خوانند:

«...فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون 2»

ایراد و جواب

این‏كه امام صادق‏علیه السلام مى‏فرماید: ما اهل ذكر هستیم؛ یعنى اساساً آنچه هدف آیه است رجوع به عالم است، ما سر آمد علما هستیم و باید همه جهال به ما رجوع كنند. این كه تفسیر صافى مى‏گوید، طبق فرمایش امام صادق‏علیه السلام این آیه اصلاً خطاب به مشركین نیست و خطاب به مسلمین است، درست نیست. یكى از اشكالاتى كه به تفسیر صافى وارد است، همین است كه مسأله تأویل و بطن با مسأله تنزیل و تفسیر خلط شده است.

امام صادق‏علیه السلام در این زمینه بطن آیه را مى‏گوید. اساساً پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله از ابتدا اشاره فرموده است كه آنچه بقاى قرآن و شمولى بودن و جاوید بودن آن را ضمانت مى‏كند، جنبه بطن آن است؛ یعنى همان مفاهیم كلى كه قابل تطبیق در هر زمان و هر مكان است؛ و فقط به شأن نزول‏ها كه آیه را وابسته مى‏كند، اعتبار نیست.

ادامه دارد...

 

پی نوشت ها:

1- یوسف/109

2- نحل/43

 

 

امام مهدي در قرآن کريم

(2)

مهدي

آيت الله معرفت

 

اشاره:

مباحث مقدماتي بحث حاضر که به خامه وزين و محققانه استاد عاليقدر آيت الله معرفت(ره) نگارش يافته است در مقاله گذشته از نظر و محضرتان گذشت. در نوشتار حاضر استاد به بررسي تحليلي اولين آيه از آيات ظهور (قصص/6) و ترسيم سيماي امام زمان عليه السلام از منظر قرآن کريم مي پردازد.

 

بررسى آيات ظهور

آيه اوّل

«وَنُرِيدُ أَنْ نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُواْ فِى الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمْ الْورِثِينَ * و نمكن لهم فى الارض...» (1)

اين آيه درباره بنى اسرائيل و در قصه حضرت موسى‏عليه السلام و فرعون است. پس اين آيه، از لحاظ تنزيل و از لحاظ ظهر، به داستان بنى‏اسرائيل در زمان حضرت موسى‏عليه السلام و فرعون مربوط است.

 

يك اصل

اما در اين آيه يك اصلى مطرح شده است و آن اين كه، اراده ازلى الاهى بر اين تعلق گرفته كه مستكبرين ريشه كن شوند و مستضعفين و عباداللَّه الصالحين، وارثين ارض و حاكمين در زمين باشند؛ آن هم در پهناى زمين. آيه اين اصل را مطرح مى‏كند.

پس محتوا و مفهوم عام آيه به خصوصِ زمان حضرت موسى‏عليه السلام و بنى اسرائيل مربوط نيست. آنچه در آن زمان تحقق يافت، گوشه و جلوه‏اى از اين اراده ازلى الاهى بود كه بايد مستضعفين بر مستكبرين پيروز گردند و مستضعفين وارث زمين گردند. اما آيا آن اراده ازلى به‏طور كامل تحقق يافت؟ نه.

اين‏جا خداوند به‏طور حتم فرموده است «نُرِيدُ» اين اراده بايد تحقق پيدا كند. در زمان حضرت رسول (ص) و همچنين در فتراتى از زمان كه از جمله عصر حاضر گوشه و نمودارى از اراده ازلى الاهى تحقق يافت؛ اما اين وعده الاهى حتماً بايد به‏طور شمول محقق شود و همه جهان را فرا گيرد. قطعاً اين اراده بايد تحقق پيدا كند و اين اراده جز با ظهور حضرت حجت(عج) امكان‏پذير نيست.

در حديث مفضل بن عمر مى‏گويد:

«سمعت اباعبداللَّه‏ عليه السلام يقول ان رسول‏اللَّه‏صلى الله عليه وآله نظر الى على و الحسن و الحسين (عليهم السلام) و بكى‏ و قال انتم المستضعفون بعدى، قال المفضل قلت ما معنى ذلك؟ قال عليه السلام، معناه انكم الائمة بعدى، ان‏اللَّه عزوجل يقول «و نريد ان نمن على الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين»(2) قال‏عليه السلام و هذه الآية جارية فينا الى يوم القيامة.»(3)

اين اراده ازلى حق تعالى هميشه جريان دارد يعنى گهگاه نمود پيدا مى‏كند تا تحقق نهايى.

حضرت على‏عليه السلام در نهج البلاغه مى‏فرمايد:

«لَتعْطِفَنَّ الدنيا علينا بعدَ شِماسِها عَطْفَ الضَروس عَلى وَلَدِها.» (4) .

يعنى: اين دنيا كه امروزه از ما رو گردان است روزى به ما رو خواهد آورد همانند ناقه‏اى كه به فرزندش از روى علاقه، روى مى‏آورد.

آن وقت حضرت اين آيه را تلاوت فرمود:

«وَنُرِيدُ أَنْ نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُواْ فِى الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمْ الْورِثِينَ.» (5)

ابن ابى‏الحديد در شرح اين خطبه مى‏گويد:

«و الامامية تزعم ان ذلك وعد منه بالامام الغائب الذى يملك الارض فى آخر الزمان و اصحابنا يقولون انه و عد بامام يملك الارض و يستولى على الممالك)» (6)

ببينيد تا اين جا بين ما و علماى اهل سنت فرقى نيست در اين‏كه اين آيه حتماً به دست يكى از فرزندان حضرت زهراعليها السلام تحقق خواهد يافت و به‏طور شمولى بر تمام زمين مستولى خواهد شد و همه مستكبران را نابود خواهد كرد و صالحين وارث زمين خواهند گرديد.

ابن ابى‏الحديد مى‏گويد ما هم قبول داريم شيعه هم قبول دارد. با اين تفاوت كه اهل سنت مى‏گويد ضرورت ندارد كه آن امام فعلاً حيات داشته باشد بلكه  به وقت خودش متولد خواهد شد و اين كار را انجام خواهد داد؛

«...لا يلزم ان يكون موجودا بل يكفى فى صحة هذا الكلام ان يخلق فى آخر الوقت....» (7)

پس ما با برادران اهل سنت در اصل ظهور مهدى(عج) اختلاف نداريم و اين‏كه از وُلد امام حسين‏عليه السلام است، اين هم اتفاق نظر است.

 

تفاوت ديدگاه

نقطه فارق بين ما و اهل سنت اين است كه شيعه يك فلسفه‏اى دارد و آن فلسفه، وجود واسطه در فيض است. شيعه عقيده‏اش اين است كه پيوسته بايستى حجت حق به‏طور حىّ و زنده در روى زمين باشد تا واسطه بركات و فيوضات الاهى براى همه جهانيان باشد. اين اصل، پايه مكتب تشيع را تشكيل مى‏دهد.

امام حسين‏عليه السلام هفت زيارت مطلقه و هفت زيارت مخصوصه دارد. زيارت مطلقه اول اصح سنداً است؛ چون از ابن قولويه و سند آن بسيار معتبر است و علامه امينى مقيد بود هر وقت به كربلا مشرف مى‏شد، همين زيارت را بخواند. ما مى‏دانيم تمام ادعيه و زيارات مكتب سيّار است؛ يعنى دانشگاهى است كه هميشه شيعه در اين دانشگاه تربيت مى‏شود.

اصول معارف، عقايد و زيربناى عقيده اسلامى ناب در همين زيارات و ادعيه به شيعه تعليم مى‏شود. اين‏ها به صورت زيارت و به صورت دعا است؛ اما فى الواقع درس و تربيت است. در اين زيارت اين جمله را وقتى كه جلوى ضريح امام حسين‏عليه السلام مى‏ايستيم مى‏خوانيم:

«اِرادةُ الرَّبِّ فى مَقاديرِ اُمُورِهِ تَهبِطُ اليكم و تَصدُرُ مِنْ بيُوتِكُمْ...» (8) ؛ يعنى يگانه واسطه فيض به‏طور مطلق و فراگير شما هستيد.

آيا شما كه مقابل ضريح امام حسين‏عليه السلام اين جمله را مى‏گوييد، توجه داريد؟ اين درسى است از عقايد شيعيان.

يا در زيارت رجبيه مى‏خوانيم:

«...انا سائلكم و آملكم فيما اليكم التفويض و عليكم التعويض...» (9) .     

اين مطالب را ما در مقابل ضرايح ائمه‏عليهم السلام عرض مى‏كنيم. معنايش اين است كه ما عقيده خودمان را اظهار مى‏داريم. اين عقيده شيعه است. بنابر اين اصل و مبناى شيعه، وجود حجت ضرورت دارد. مبناى تشيع ضرورت وجود حجت به عنوان واسطه در فيض است.

ادامه دارد ...

--------------------------------------------------

پي نوشت ها:

1-(قصص /28) : 5-6.( ما مى خواستيم برمستضعفان زمين منت نهيم وآنان را پيشوايان و وارثان روى زمين قرار دهيم. وحكومتشان را درزمين پابرجا سازيم..)

2-سوره قصص (28) آيه 5

3-رى شهرى، محمد :ميزان الحكمة، ج2 ح11042، (از حضرت امام صادق (ع) شنيدم كه مى فرمود ، رسول خدا (ص) نظرى به سوى على وحسن وحسين (ع) افكند وگريست و [ سپس] فرمود: شما مستضعفان پس از من هستيد .مفضل از امام صادق (ع) پرسيد : معناى اين سخن چيست؟ امام (ع) فرمود: معنايش آن است كه شما امامان پس ازمن هستيد ؛ [زيرا] خداوند عزوجلّ فرموده است«... ونريد...» [بعد] ادامه داد :اين آيه تا قيامت درباره ماجارى است ومصداق دارد.

4-عبده ،محمد نهج البلاغه ، دارالمعرفة، بيروت ، كلمات قصار شماره 209

5-قصص (28)5-6.

6-واماميه گمان مى كنند كه اين آيه وعده اى از جانب خدا درباره امام غايبى است كه درآخر الزمان به زمين حكم مى راند، و اصحاب ما(اهل تسنن) مى گويند:اين وعده اى است كه به امامى كه بر زمين حكم مى كند وبركشورها مستولى مى شود.

7-ابن ابى الحديد:شرح نهج البلاغه ( لزومى ندارد كه امام درحال حاضر موجود باشد، بلكه درصحيح بودن اين كلام همين كفايت مى كند كه درآخر وقت متولد شود..

8-كلينى : الكافى ، ج 4 ص557. (... اراده خداوند درجريان مقادير امور به سوى شما فرودمى آيد واز منازل شما صادر مى شود..

9-قمى ، شيخ عباس : كليات مفاتيح الجنان ، ص 257، زيارت رجبيه : (... من ازشماميخواهم وبه شما اميد بسته ام درآ،جه به شما تفويض شده وبرشماست عوض دادن..)؛ صدوق :منلايحضره القيه ،ج 2 ص 596

 برگرفته از:http://www.tebyan.net/index.aspx

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 11:5  توسط غلامرضا گودینی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
با سلام خدمت شما دوستدار امام زمان این وبلاک تازه ایجاد شده وبنده قصد دارم که تازه ترین اطلاعات را ارائه بدهم به همین منظور نیازمند کمک ونظرات شما هستم در قسمت نظرات با من ارتباط داشته باشید با تشکر

پیوندهای روزانه
بسیج دانشگاه رازی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
پیوندها
تشرفات خدمت آقا
دلنوشته ها
معرفی سایت های مهدویت
اشعار
زندگی نامه
emammahdi
تبیان
سایت موعود
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM